خرید بک لینک
هرچی این که خونه نداشتعطر تو بس بود واسه منیکی به جام حرف بزنهکلمه ها که قاصرندوری از چشمای تو یه درد پنهونی شدهکی میتونست قلب منو بگیره زندونی کنهکی من : همون آدم بی رحمهمون غد یه دنده که دلخوریاش نمیگه به هیچ کس هیچ وقتباز مثل دیشب که میرخت روی قلبش غماشوآخه نداشت کسی هیچ وقت هواشوکه صبح کنه بازم شباشویه روزی میرسی به حرفاماونجا که میگی تک و تنهاموقتی نمبینی قلب خستموخب برو دیگه جر و بحث نکنیه روزی میرسی به حرفام که خیلی دیرهتو بگو قلبم حقشو بره از کی پس بگیرهاصلا هرچی گفتم حرف حق بودمهم نی که اینا منو کرده منفورهرجا که پشتم خالی تر می شدهمش من فقط من به فکر من بوداصلا از عمد به قلب مغروراره حقشه مژه هاش تر بش زودولی تو روزای سرد با کم بودتا تهش جنگیدم با چنگ و دندونیه روزی میرسی به حرفاماونجا که میگی تک و تنهاموقتی نمبینی قلب خستموخب برو دیگه جر و بحث نکنیه روزی میرسی به حرفام که خیلی دیرهتو بگو قلبم حقشو بره از کی پس بگیره...حوالی نیمه شب جمعه، به تاریخ 29 تیر 1403

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 15:48

همین موی سفیدم یه نشونه، چقدر خاطره از عشق توو این موی سفیده...

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 15:48

صفحه بندی